محل تبلیغات شما



باید فکر کنم من از چی این پسر خوشم اومد مثلا اگه کدوم ویژگیشو نداشت میخواستمش بازم 

مثلا اگه مدرکش در حد لیسانسم بود عب نداشت 

ماشینش خیلی تحریک کننده بود برام البته ماشینش قطعا اون چیزی ک فکر میکنم نبود و باز با این حال حس میکنم مهم نیست قیافشو خیلی دوس داشتم چون شبیه استادمون بود اینکه رفتارش مثل ادمی بود ک من میخوامم خوب بود چون خیلی مذهبی نبود خیلیم بی بند و بار نبود شبیه من بود نماز و روزشو میخوند شغلشو خیلی دوس نداشتم ولی وقتی حرف زدنشو خانوادشو و.دو دیدم برام کم ارزش تر شد شغلش 

و اینکه ب دلم نشست 

ولی حالا باید بپذیرم ک اون نشد و نخواست نمیخوام بگم بخاطر حرفای مامانم بود باید فکر کنم بخاطر هرچیزی ک بود تموم شد 

دلم نمیخواد مامان و بابامو ببینم و دلم میخواد گریه کنم حوصله ی محمد حسینو ندارم حتی دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم یه حس خیلی بدی دارم ک هرکاری میکنم انگار خوب نمیشم نمیخوام ب گذشته فکرکنم ،شاید از پذیرفته نشدن ناراحتم شاید از درک نشدن شاید از نشدن شاید از کم صبری 

شاید همش

من حالمو میدونم ولی چارشو نمیدونم

میسپارم ب خدا 

خدایا خودت ارومم کن


بن بست زندگیه ،نمیگم تاحالا روزای سخت نداشتم نه ب اندازه ی موهای سرم سختی داشتم با یکم اغراق ولی دستم گرم شده واسه مشکل ،اما امشب فشاری ک روی منه زیاده نمیتونم بگم خیلیه چون در مقایسه با قبلا این درد زیادی نیس ،پس چرا اینقدر بی طاقتم چرا اینقدر اذیتم کاش هیچ کس با خبر نمیشد از ما ،چرا همینی ک همه فهمیدن باید اینجوری میشد دلم یه شونه میخواد بزارم روش گریه کنم 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

نصب و فروش سیستم های امنیتی هوشمند I am intricate